رفیق عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

حجاب یادگار فاطمه

21 تیر 1394 توسط مرهم دل

روز حجاب وعفاف است

از خودم میگویم…… من که طلبه ام وادعای بهترین حجاب را دارم چقدر شبیه حضرت زهرا سلام الله علیهام؟

بانو کسی بود که حجاب در حجاب داشت. سراسر حیا بود

کافیست چادرم کنار رود……….! حجاب باطنی که خودم خبر دارم مرا شرمگین تر میکند

کاش یادمان نرودالگویمان مادرمان دختر پیامبر است

نه جماعت.. نه فامیل.. نه من طلبه.. ونه  بازیگرانی از جنس غرب

کاش کمی بیشتر بیندیشیم پاره تن پیامبر فرموده اند:بهترین چیز براى یک زن مسلمان آن است که مردهاى نامحرم را نبیند و مردهاى اجنبى هم او را نبینند

 

 نظر دهید »

من....! من نمانم!

21 تیر 1394 توسط مرهم دل

25 روز از مهمانی حضرت عشق میگذرد ودر این فکرم ایا در این مدت مهمان حقیقی بوده ام؟ 

ایا تمام اعضای بدنم در حضور خداوند شرم از گناه داشته اند؟

ایا وجودم نور کافی را از حضرت حق گرفته است؟

ایا…………؟

ایا………………..؟

یا فقط گرسنه وتشنه شده ام

نکندبه جبران گرسنگی وتشنگی نفسم را سیراب کرده باشم

نکند مهمانی به پایان برسد ومن هنوز ….

ومن هنوز……..

خدای من! معبودم! یگانه عشق هستی …      کمکم کن من….!          من نمانم!

 نظر دهید »

قابل توجه همه "لاینی ها ، وایبریها و......"

24 دی 1393 توسط مرهم دل

در روایت آمده است که: پیغمبر اکرم«صلی‌ الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلّم» جوانی را در قبر گذاشتند و به اندازه‌ای آدم خوبی بوده که خود آن حضرت علاوه بر شرکت در تشییع جنازه، در بستن قبر او هم شرکت کردند. مادرش با دیدن این صحنه گفت: برایت گریه نمی‌کنم، زیرا به دست رسول خدا در قبر گذاشته‌ شدی و می‌دانم به بهشت رفتی. وقتی مادرش رفت، پیامبر گرامی«صلی‌الله‌ علیه‌ و آله ‌و سلّم» فرمودند: قبر فشار عجیبی به این داد و استخوان‌های سینه‌اش در هم شکسته شد و زیر منگنه الهی له شد. گفتند: یا رسول الله! او که آدم خوبی بود، پس چرا چنین شد؟ فرمودند: برای اینکه مالا یغنی» زیاد داشت، یعنی حرف‌های بیهوده و بی‌نتیجه زیاد می‌زد. (درس اخلاق آیت الله مظاهری

این حرف های ما در دنیای لاین و…چند درصدش مفید است؟ چقدرش بیهوده؟ آیا اصلا چهار کلام حرف حساب زده می شود؟ همه این فعالیتها مصداق هدر دادن عمر و کار بیهوده کردن است و چه بخواهیم و چه برایمان مهم نباشد عذاب خودش را هم به دنبال دارد.

اگر دشمنان خدا را دوست داری بدان درتو خیری نیست وخدا تورا دشمن میدارد بزرگی میگفت هرچه تورا از خدا دور کند نامحرم است. هرنفسی که میکشیم امتحانی ازطرف خداست ببین انگیزه ات الهی ست یا شیطانی

آبادی زمین در یاد و ذکر خداست. نفع ذکر درصورتی است که دائم وبازبان وحضورقلب باشد چون انس باخدا حاصل شد ازهرچه غیراوست منقطع میشوی. اویس قرنی گویدکه احدی را نیافتم که پروردگار خورا بشناسدوبا غیراو انس بگیرد.انسان عاشق لحظه ای ناراحتی معشوق رانمیتواند تاب اورد وبه جز او به هیچکس دل نمیبندد

وقتی گره خورده باشی به دنیا ازدلرباترین عالم بیخبرمیشوی… بگذاراینگونه نباشد…. بگذرازهرچه یادش راخدشه دار میکند

کاش حواسمان باشد چه میکنیم……

 3 نظر

موفقیت درامتحانات

09 دی 1393 توسط مرهم دل

آغاز کار مطالعه با یاد خدا و به جا آوردن نماز و تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آرامش را در وجودتان ایجاد می کند.
قال امام علی (ع) : «التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة »
(ظرافت و دقت در برنامه ریزی بهتر از امکانات است.)
کسانی که دارای توان برنامه ریزی هستند، در موارد بسیاری قادرند با امکانات ناچیز کارهای بزرگی را به انجام رسانند در حالی که مدیران بی برنامه، با امکانات بسیار وسیع تر به چنین موفقیتی نائل نمی شوند.

قال علی (ع) : «الحیلة فایده الفکر» (چاره اندیشی فایده فکر می باشد.)
تلاش انسان وقتی مثمر ثمر خواهد بود که مبتنی بر مبانی نظری و فکری باشد. فعالیت ها و برنامه های بدون تفکر، نتیجه ای جز شکست و حرمان در انتظارش نیست.
http://hos.blogfa.com

ان شاالله با یاری خدا وبرنامه ریزی خوب درامتحانات موفق باشید

آیت اله قاضی (رحمة الله علیه) می گویند:اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید همیشه در فکر مرگ و استعداد لقا باشید و خواندن سوره ی مبارکه ی یاسین بعد از نماز صبح.

 نظر دهید »

تسلیت اقا

09 دی 1393 توسط مرهم دل

ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود

خون دل جاری به رخ در مرگ آن مولا کند

ويژگى هاى شيعيان به نقل از امام حسن عسگری علیه السلام :«شيعَتُنا الْفِئَـةُ النّاجِيَةُ وَالْفِرْقَةُ الزّاكِيَةُ صارُوا لَنا رادِئًا وَصَوْنًا وَ عَلَى الظَّلَمَةِ أَلَبًّا وَ عَوْنًا سَيَفْجُرُ لَهُمْ يَنابيعُ الْحَيَوانِ بَعْدَ لَظْىِ مُجْتَمَعِ النِّيرانِ أَمامَ الرَّوْضَةِ.»: پيروان ما، گروه هاى نجات يابنده و فرقه هاى پاكى هستند كه حافظان [آيين] مايند، و ايشان در مقابل ستمكاران، سپر و كمككار ما [هستند]. به زودى چشمه هاى حيات [منجىِ بشريّت] بعد از گدازه توده هاى آتش! پيش از ظهور براى آنان خواهد جوشيد.

هشتم ربیع الاول سالروز شهادت پدر امام زمان عجل الله فرجه را خدمت فرزند غایب از نظرشان تسلیت عرض می نماییم

 1 نظر

کاش.....

04 دی 1393 توسط مرهم دل

بخوان دعای فرج دعا اثردارد                 دعاکبوتر عشق است بال وپر دارد

کاش گفتن وشنیدن از تو سهم همه ثانیه هاباشد. کاش به سان عاشورا که ضجه میزنیم بر مظلومیت امام شهیدمان بگرییم هرروز برغریبی ومظلومی امام زنده خویش….

اللهم عجل لولیک الفرج….

 1 نظر

مستحبات شب جمعه

04 دی 1393 توسط مرهم دل

مستحب است كه در شب جمعه ذكر سبحان اللّه و اللّه اكبر و لا اله الااللّه را زياد بگويد.
بسيار صلوات فرستادن در اين شب از مستحبات است . روايت شده است كه صلوات فرستادن در شب جمعه ، برابر است با هزار حسنه و محو مى كند هزار گناه را و بالا مى برد هزار درجه را. امام صادق عليه السلام فرمودند: چون عصر روز پنج شنبه مى شود، ملائكه از آسمان به زير مى آيند با قلمهاى طلا و صحيفه هاى نقره و به غير از صلوات بر محمد و آل محمد صل الله عليه و آله تا غروب جمعه چيزى نمى نويسند.
مستحب است كه انسان در آخر روز پنج شنبه استغفار كند به اين نحو: استغفر اللّه الذى لا اله الا هو الحى القيوم و اتوب اليه توبة عبد خاضع مسكين مستكين لا يستطيع لنفسه صرفا و لا عدلا و لا ضرا و لا حيوة و لا موتا و لا نشورا و صلى اللّه على محمد و عترته الطيبين الطاهرين الخيار الابرار و سلم تسليما.
http://www.seyedhadi3.blogfa.com

 2 نظر

نایبی برای زیارت امام حسین علیه السلام

04 دی 1393 توسط مرهم دل

حضرت آخوند ملا فتحعلی سلطان ابادی به امام زاده محمد عابد بن موسي بن جعفر (ع) (واقع در مشهد ميقان، كيلومتر 12 جاده فراهان) عقيده مند بود و مكرر مي‌گفته است كه هر كس به نيابت من آن امام زاده واجب التعظيم را زيارت كند، من در كربلا، امام حسين (ع) را به نيابت او زيارت مي‌كنم. ایشان در کربلارحلت فرمود و در نجف اشرف به خاک سپرده شد

 2 نظر

عالمی بزرگ از اهالی اراک

04 دی 1393 توسط مرهم دل

شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه قم می فرمود :در کربلای معلی در مجلسی که میرزای کوچک و بعضی علما و شیخ فضل الله نوری بوده ناگهان مردی ژولیده از راه رسید که به جای عمامه، دستمال مانندی بر سر پیچیده بود و قبائی کهنه و عبائی وصله خورده بر سر و دوش داشت و هم پارچه‌یی به جای شال گردن بر گردن آویخته بود. کفشی پوشیده بود که از پارگی قیامتی بود و تخت نداشت.با رسیدن این مرد تازه رسیده، میرزا از جای جست و به تازه­وارد آن چنانی احترام گذاشت و تواضع کرد. آن مرد نشست و با ارشاره به حاج شیخ فضل اللّه، از میرزا پرسید:-آقا کیست؟میرزافرمود:ایشان آقای حاج شیخ فضل اللّه نوری از علماءاند.تازه وارد، خطاب به شیخ فضل اللّه نوری گفت:-حاج شیخ فضل اللّه نوری نامی را در تهران بر دار می‌زنند. نکند تو باشی؟آن مرد، آن گاه به من اشاره کرد و از میرزا پرسید:-این کیست؟میرزا فرمود:-ایشان آقا شیخ عبد الکریم یزدی است. مادرش در اندرون ما به کارهای خانه کمک می‌کند و خودش نیز شروع به درس خواندن کرد و اکنون طلبه فاضلی است، آدم خوبی هم است.تازه وارد، از من مسأله‌یی پرسید. من از فرط سادگی سؤال، جوابی ندادم و اعتنائی نکردم. زیرا با خود گمان می‌کردم که این شخص فال‌گیر و کف­بین است و حالا می‌خواهد با این پرسش، علمیت مرا هم آزمایش کند. نگاهی به او کردم، نگه کردن عاقل اندر سفیه و لب فرو بستم. امّا میرزا به خشم در من نگریست و خود بلا فاصله در پاسخ پرسش آن مرد عجیب و غریب فرمود:-علماء چنین می‌گویند…[جواب مسأله را داد] - آن مرد گفت:-نه! این طور است…[و شروع به صحبت کرد] میرزا، تقریر او را نوشت و بعد نوشته خود را به او نشان داد و پرسید:-این طور فرمودید؟مرد نگریست و گفت: آری.آنگاه آن ناشناخته مرد دوباره متوجه من شد و خطاب به من گفت:بیرق ریاست تشیع را در قم بر دوش حاج شیخ عبد الکریم یزدی نامی، می‌گذراند، نکند تو باشی!؟اهل مجلس همه به گونه یی ابهام آمیز در من نگریستند. آن زمان، آن مرد ژولیده از جای برخاست و عازم رفتن شد. میرزا، متواضعانه کفشهای آن چنانی این مرد ناشناخته را جفت کرد. او را به تمام و کمال بدرقه فرموده برگشت. آنگاه با من بسیار تغیر کرد و از سوء ادب من بسیار بر آشفته شده بود. آن وقت من پرسیدم:-مگر ایشان که بودند؟میرزا فرمودند:-آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی. ایشان توصیه می کرده که سه چیز را مواظبت کنید و خود ایشان هم به این سه امر مواظبت می کرده است : 1. خواندن زیارت عاشورا در هر روز. 2. خواندن نماز وحشت در هر شب برای مؤمنین و مؤمنات ، در هر کجای عالم فوت کرده باشند. 3 . نماز اول ماه را ترک نکنید.

 نظر دهید »

مردم هر چه مى خواهند، بگويند

01 دی 1393 توسط مرهم دل

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است :
در يكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت .
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند.
و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.
يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا عليه السلام با ملاطفت ، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى .
و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .
اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاءثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟
و آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟!
يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت : خير، سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد.
امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:
اى يونس ، بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى ؛ و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه ، اعتقادات و افكار تو كمترين تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند

بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى

 نظر دهید »

يک سلام به حضرت رضا (عليه السلام) ثواب يک ميليون حج دارد!

01 دی 1393 توسط مرهم دل

علامه آيت ا… سيد محمد حسين طباطبايي صاحب تفسير جليل القدر و بي نظير «الميزان» جمله اي در مورد امام رضا (ع) فرمودند که حقا نياز به يک کتاب شرح دارد! فرمودند: همه ائمه، رئوفند؛ ولي رأفت امام رضا (عليه السلام) حسي است. همين که وارد حرم مي شوي مي فهمي که حضرت رئوف است!

تمام زائران ارمغاني خواهند داشت

هرکس حرم حضرت رضا (عليه السلام) مشرف مي شود، يقين بداند توي کاسه اش چيزي مي ريزند… منتها وقتي رفتي، عرض حاجت و توسل کردي، منتظر باش آن ها هرچه خواستند بريزند درون پياله! برحسب روايات معتبر: يک سلام به حضرت رضا (عليه السلام) ثواب يک ميليون حج دارد!

 نظر دهید »

مرا بطلب

01 دی 1393 توسط مرهم دل

السلام علیک یا امام رئوف

 نظر دهید »

مردم ایران مؤدبند

30 آذر 1393 توسط مرهم دل

یا محمد صلی الله علیه واله وسلم
شادی که درعزای تو معنا نمیشود
شام وفات توشب یلدا نمیشود
اقا تمام مردم ایران مؤدبند
جشنی به احترام تو برپا نمیشود

ادرکنا یارسول الله ویاحسن بن علی

 1 نظر

صورت برزخی

30 آذر 1393 توسط مرهم دل

دکتر حاج حسن توکلی نقل می کند:
روزی من از مطب دندانسازی خود حرکت کردم که جایی بروم؛ سوار ماشین شدم؛ میدان فردوسی یا پیشتر از آن ماشین نگه داشت، جمعیتی آمد بالا، سپس دیدم راننده زن است، نگاه کردم دیدم همه زن هستند، همه یک شکل و یک لباس! دیدم بغل دستم هم زن است! خودم را جمع کردم و فکر کردم اشتباهی سوار شده ام (و) این اتوبوس کارمندان است. اتوبوس نگه داشت و خانمی پیاده شد، آن زن که پیاده شد همه مرد شدند!!
با اینکه بنا نداشتم پیش شیخ (رجبعلی خیاط) بروم ولی از ماشین که پیاده شدم رفتم پیش مرحوم شیخ؛ قبل از اینکه حرفی بزنم شیخ فرمود:
دیدی همه مردها زن شده بودند! چون مرد ها به آن زن توجه داشتند همه زن شدند!
(کیمیای محبت، محمد ری شهری)
خوب است نیستی جناب شیخ ببینی مردها ظاهروباطن زن شده اند

 4 نظر

روحهای مرده در دنیا

30 آذر 1393 توسط مرهم دل

کاش دراین ایام بر زخم اماممان نمک نمیپاشیدی….

 نظر دهید »

زیادی حافظه

27 آذر 1393 توسط مرهم دل

پیامبر (ص) روایت کرده است که فرمودند : 5 چیز حافظه را قوی می گرداند: خوردن شیرینی – گوشت نزدیک گردن – عدس – نان سرد و خواندن آیت الکرسی
عالمی گوید : هر که علم می خواهد بر پنج چیز مواظبت می کند:
1- پرهیزکاری در آشکارا و پنهان 2- خواندن آیت الکرسی 3- همیشه با وضو بودن 4- نماز شب خواندن حتی اگر دو رکعت باشد. 5- غذا خوردن به منظور نیرو گرفتن نه شکم پر کردن.

 2 نظر

توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)

20 آذر 1393 توسط مرهم دل

آیت الله سید علی آقا قاضی فرمودند
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد. سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.
در این شب پر از رحمت التماس دعا خواهران عزیز

 1 نظر

تقدیم به صهیونیستها وفراماسونرها

16 آذر 1393 توسط مرهم دل

 1 نظر

موسیقی را حذف کنید

15 آذر 1393 توسط مرهم دل

 نظر دهید »

یا الله

14 آذر 1393 توسط مرهم دل

در خواب میرزای قمی (ره) را دیدند که منادی از طرف راست او ندا می داد:
خوشا به حالت که مظالم عباد برگردنت نیست.
و از طرف چپ ندا می آمد:خوشا به حالت که محب حضرت زهرا بودی.

مرحوم ایت الله حجتی میانجی می فرمود:به علامه طباطبایی گفتم:چون زمینی کندم در آن نقش یاهو دیدم.
فرمود:هرکجا را بکنی یاهو می بینی

بزرگی گوید برای حصول دولت عشق دستور می فرمود:هر روز در جای خلوتی یک ساعت بگویید:یا الله
واین لفظ جلاله را با توجه و با حال حضور مکرر سازید که تاثیری تمام وشگفت انگیز در روح انسان می گذارد.

 نظر دهید »

5راه پرواز

14 آذر 1393 توسط مرهم دل

بسم الله
از اقای شوکت که یکی از اولیای خداست شنیده شد که:
مرحوم محمد جواد انصاری،تقید به پنج چیز را سفارش می کرد:
1:دائم الوضو بودن
2:غسل جمعه کردن
3:سحرها بیدار بودن
4:نماز اول وقت خواندن
5:خود را در محضر حضرت ولی عصرعلیه السلام حاضر دیدن.
به نقل از http://barekatereza.blogfa.com

 نظر دهید »

رفع گرفتاری

14 آذر 1393 توسط مرهم دل

علامه لاهیجانی انصاری روزی از« آیت الله قاضی پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم تا گشایش یابد؟
در جواب فرمودند: « پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء : بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »
http://habibehoo.blogfa.com/post/121

 نظر دهید »

دکتر شریعتی:....

13 آذر 1393 توسط مرهم دل

.
دکتر شریعتی:
خداوندا، مگذار آنچه را که حق می دانم
به خاطر آنچه که بد می دانند، کتمان کنم . . .
.
.
.
کسانی که معنی دوست داشتن ، عشق و ایثارو خلوص را میفهمند
و خوب می فهمند خدا را به آسانی می شناسند.

 نظر دهید »

با حسین

13 آذر 1393 توسط مرهم دل

از “یا حسین” تا ” با حسین ” فرسنگها فاصله است
کوفیان نیز ” یا حسین” گفتند ولی ” با حسین ” نماندند . . .
روضه خوانی مستحبی ست که هزار واجب دران است
سخنانی که درمقدمه روضه نقل میشود سبب تقویت دین وافزایش ایمان مردم میشود
حضرت ایت الله بهجت

 1 نظر

اگه روسري خود را برندارم...

13 آذر 1393 توسط مرهم دل

دكتر مرتضي آقا تهراني تعريف مي كند كه: وقتي در «مؤسسه اسلامي نيويورك» مشغول فعاليت بودم روزي دختر جواني آمد كه مي خواست مسلمان شود؛ گفتم براي پذيرفتن اسلام، ابتدا بايد خوب تحقيق كنيد بعد اگر به اين نتيجه رسيديد كه دين اسلام دين حق است مي توانيد مسلمان شويد. او رفت و شروع به مطالعه كرد. در اين بين چندين بار ديگر به من مراجعه كرد و در نهايت با ناراحتي گفت: «اگر مرا مسلمان نكيند من مي روم و در وسط سالن داد مي زنم و مي گويم: من مسلمانم!»
گفتم حالا كه در پذيرفتن اسلام مصمم شده ايد فردا كه روز ميلاد است بياييد تا در طي مراسمي تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بين مراسم گفتم اين خانم مي خواهد امروز به دين مبين اسلام مشرف شود. يكي از حضار گفت: «لابد اين دختر عاشق يك پسر مسلمان شده و چون دين ما اجازه ازدواج او را نمي دهد مي خواهد به صورت صوري مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت لهجه شما متشكرم! ولي اين طور كه شما گفتيد نيست زيرا او در مورد حقانيت اسلام، مطالعه گسترده اي داشته است. به عنوان مثال در عقايد اسلامي چيزي به نام «بداء» هست كه مي دانم هيچ كدام از شما چيزي از آن نمي دانيد ولي اين دختر خانم مي داند، به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده وي كه مسيحي بودند با ديدن حجاب او، شروع به آزار و اذيت او كردند. اين آزار و اذيت ها روز به روز بيشتر مي شد به حدي كه مجبور شدم با حضرت «آيه الله مظاهري» تماس گرفته و جريان را با ايشان در ميان گذارم. ايشان فرمودند: «آيا احتمال خطر جاني وجود دارد؟» گفتم: «بي خطر هم نيست.» فرمودند: «پس شما به ايشان بگوييد مي تواند روسري خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ كردم و گفتم: «مي توانيد روسري خود را برداريد.» او پرسيد: «آيا اين حكم اوليه است يا حكم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حكم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است.» گفت: «اگر روسري خود را بر ندارم و به خاطر حفظ حجابم كشته شوم آيا من شهيد محسوب مي شوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسري خود را بر نمي دارم هر چند در راه حفسظ حجابم جانم را از دست بدهم.»
البته بعد از اين ماجرا خانواده او نيز با مشاهده رفتار بسيار مؤدبانه دخترشان از اين خواسته صرف نظر كردند.

نويسنده : علي ارجمند عين الدين
arjmand@porseman.org

 نظر دهید »

ندای ایمان

09 آذر 1393 توسط مرهم دل

آنچه لذت می بخشد الزاماً نیک نیست و آنچه ناخوشایند است یا دردناک،همیشه بد نیست.
نه این را بطلب و نه از آن دیگری روی گردان.
از هر آنچه خداوند پیش می آورد خرسند باش.
هر آنچه برای ما بخواهد،بیماری یا سختی،فقر یا درد،بدنامی یا فلاکت همه برای ما بهترین است.
وعسی ان تکرهوا شیئا وهو خیرلکم وعسی ان تحبوا شیئا وهوشرلکم
سوره بقره ایه 216

 2 نظر

نماز شب و فعالیت شیطان

09 آذر 1393 توسط مرهم دل

صبر یعنی بردبار بودن و تحمل مشقات کردن در مسیر حرکت به سوی خدا.
نیمه شب خوابت سنگین است، به سختی از خواب بیدار شده ای، شیطان
می آید و می گوید:
بخواب، کسانی که نماز شب می خوانند فردا کار ندارند. تو بخواب.
حتما برایتان اتفاق افتاده. همینطور می گوید بخواب و توجیهت می کند و تو
را کسل می کند. اگر بتواند انسان را خواب بکند، روایت دارد که حتی در
چشم و گوشش بول می کند.
ولی اگر بتوانید بلند شوید و دماغ شیطان را به خاک بمالید، خیلی لذت
می برید. همان لحظه ی اولش مهم است. دارای صبر و استقامت باش. تا
دیدی وقت نماز شب است، بلند شو، از جا بپر، برخیز برو وضو بگیر،
مشغول نماز شب شو تا جزء آنهایی شوی که خدا در قرآن تعریفشان را
کرده و درباره ی آنها فرموده: والمستغفرین بالاسحار
در سحرها استغفار بکن و و اهل عبادت شو. هر چه انسان جوانتر باشد،
بهتر است. چون افراد پیر دیگر خوابشان نمی برد. اما تو که جوان هستی و
فردا درس و کار و حرکت داری، بلند شو و از حالا حرکت را آغاز کن و فکر
نکن که فردا کسل می شوی. نه، یکی دو روز ممکن است شیطان اذیت
کند و خیال کنی کسل هستی، ولی دیگر کسل نخواهی شد. بزن توی
دهان شیطان، همان طوریکه حضرت اسماعیل شیطان را سنگ زد. یعنی
یک حرکتی بکن که برای او از صد تا سنگ زدن بدتر باشد. نماز شب جزء
برنامه ی شما نیست ولی هر کدامتان که می بینید نمی توانید نماز شب
بخوانید، از خودتان مأیوس شوید. نه اینکه از رحمت خدا مأیوس شوید، بلکه
از اینکه به کمالاتی برسید، مأیوس شوید.

 نظر دهید »

شکایت شیطان

09 آذر 1393 توسط مرهم دل

ای پیامبر خدا! امان از دست شیطان.
دانیال نبی با تعجب نگاهی به مرد کرد و گفت: «چه شده؟ شیطان چه کارت کرده؟»
مرد که انگار تازه نطق¬اش باز شده بود، گفت: «هیچ! از طرفی شما انبیاء و اولیا به ما درس دیندرای و اخلاق می-دهید و از سویی شیطان نمی¬گذارد رفتار ما درست باشد،کارهای خوب کرده و از بدیها به دور باشیم!»
دانیال نبی، نگاه دقیق¬تری به مرد کرد و پرسید: «چگونه نمی¬گذارد؟ آیا با لشکرش به جنگ شما می¬آید و شما را مجبور به انجام کارهای بد می¬کند؟»
مرد ابروهایش را درهم کشید و گفت: نه! نه اینطوری! ولی دائم وسوسه¬مان می¬کند کارهای بد را در نظر ما خوب جلوه می¬دهد، شب و روز بدنبال ماست یک لحظه تنهایمان نمی¬گذارد که خوب و درستکار باشیم.»
دانیال نبی گفت: «بیشتر توضیح بده که بدانم شیطان چکار می¬کند؟ آیا وقتی که می¬خواهی نماز بخوانی مانعت می¬شود؟ آیا وقتی که می¬خواهی پولت را در راه خدا انفاق کنی، شیطان نمی¬گذارد؟ آیا وقتی که می¬خواهی با مردم حرف خوب بزنی، شیطان تو دهانت می¬رود و از زبان تو با مردم حرف بد می¬زند یا وقتی که می¬خواهی با مردم معامله کنی شیطان می¬آید و زورکی از مردم پول زیاد می¬گیرد و در جیب تو می¬ریزد؟»
مرد که دستپاچه شده بود، گفت: «نه!نه! او هیچ کدام از این کارها را نمی¬کند راستش نمی¬دانم چگونه دخالتهای او را توضیح دهم، او در هر کاری آنقدر زیرکانه عمل می¬کند که تا ما بیائیم و درست و نادرست را بسنجیم، فریب¬مان داده و رفته است! من واقعاً از دست او ذله شده¬ام! دیگر نمی¬دانم چکار کنم؟ همه گناهان من به گردن شیطان است دانیال نبی با تعجب ابروهایش را درهم کشید و گفت: «عجب است! واقعاً عجیب است! نمی¬دانم چرا شیطان نمی¬تواند مرا فریب دهد! نکند بدان خاطر است که همیشه پیش توست؟ یا شاید تو گناهان خود را به گردن شیطان می¬اندازی؟
مرد با عجله و شتابزده گفت: « نه! نه! به خدا قسم من دلم می¬خواهد خوب باشم، اما شیطان با من دشمن دارد و نمی¬گذارد.»
دانیال پرسید: «خیلی عجیب است! کجا زندگی می¬کنی؟»
مرد گفت: «همین نزدیکی! توی آن محله، مردم آنجا هم به خاطر کارهای بد شیطان خیال می¬کنند که من آدم بدی هستم، نمی¬دانم چکار کنم؟ دیگر عقلم به جایی نمی¬رسد؟
نامت چیست؟
به من عم او غلی می¬گویند!
عجیب! عجیب! پس این عم او غلی که می¬گویند، تویی! ـ چطور مگر؟ چیزی درباره من شنیده¬اید؟
من تا دیروز چیزی از تو نمی¬دانستم، اما دیروز شیطان پیش من آمده و از دست تو شکایت داشت.» مردک از تعجب چشمانش گرد شده بود، گفت: «شیطان از من شکایت داشت؟ چه شکایتی؟
او می¬گفت عم او غلی خیلی مرا اذیت می¬کند، او کارهای بد خوش را به نام من تمام می¬کند. در حالیکه من اصلا روحم از آن کارها خبر ندارد، خواهش می¬کنم ای پیامبر خدا! او را پیدا کن و بگو دست از سر کچل ما بردارد، ما که خودمان بدنام هستیم، او دیگر بدترش نکند».
شما از او نپرسیدید چرا؟ مگر من چکار کرده¬ام که موجب بدنامی او شده است؟

او گفت من از آن موقعی که در مورد لعنت خدا قرارگرفته و از درگاهش رانده شدم، قرار و مداری با خدا داشتم که تا در دنیا هستم همه بدیها و زشتی¬ها مال من باشد، اما عم او غلی پایش را در کفش من کرده و درکارهایم دخالت می¬کند و بعد هم دشنام و ناسزای کارهای بدش را به من می¬دهد؛ مثلا می¬تواند نماز بخواند و روزه بگیرد، اما نمی¬کند شراب مال من است اما او آن را می¬خورد دورنگی و حیله بازی از هنرهای مخصوص من است اما او در کارهایش نیرنگ و حقه به کار می¬برد، او به مسجد که خانه خداست نمی¬رود اما به میخانه و قمارخانه من می-آید چه بگویم از دست این دانیال که مرتب در کارهیا من فضولی می¬کند، او سرهم حتی خودش کلاه می¬گذارد و هنگامیکه کارش به جاهای باریک کشیده می¬شود، لعنت و دشنامش را برای من می¬فرستد! آخر یکی نیست به او بگوید مرد! من کی دست تو را گرفته و به زورد به جاهای بد برده¬ام من فقط وسوسه است کردم و توهم از خدا خواسته با کله آمدی! نمی¬دانم دانیال، من چه هیزم ترسی به این مرد فروخته¬ام که دست از سر من برنمی¬دارد، خواهش می¬کنم دانیال تو که پیامبر خدا هستی و مردم را به راه است هدایت می¬کنی. او را هم نصیحت کن که دست از سر ما بردارد…»
من شنیدن حرفهای شیطان می¬خواستم تو را پیدا کنم و بگویم اینقدر سر به سر شیطان نگذاری، در کارهایش هم دخالت نکن تا او هم پا در کفش¬ات نکند اما تو خودت، در گفته¬هایت قبول کردی که او فقط وسوسه¬ات می¬کند، توهم می¬توانستی به وسوسه¬های او گوش ندهی و کارهای خوب را انجام دهی، آن وقت تو هم می¬شدی یکی مثل دانیال که؛ تو از شیطان گله داشتی و نه شیطان پا در کفش تو می¬کرد…»
عم او غلی که از شنیدن حرفهای پیامبر خدا، سرخ و سر افکنده شده بود.
جواب داد که حق با شماست؛ تقصیر خودم بود که دست به کارهای شیطانی می¬زدم، باید خودم خوب باشم، شیطان که گناه کارهای زشت و بد مرا به گردن نمی¬گیرد! لعنت بر این شیطان!».

 نظر دهید »

لعن الله امه قتلتکم...

02 آذر 1393 توسط مرهم دل

سقلانی‌ در «تهذیب‌ التهذیب‌» از اسحاق‌ بن‌ ابی‌ حبیبه‌ و او از ابوهریره‌ روایت‌ می‌كند كه‌ گفت‌: گواهی‌ می‌دهم‌ كه‌ همراه‌ رسول‌ خدا(ص) حركت‌ می‌كردیم ‌كه‌ ناگهان‌ رسول‌ خدا(ص) صدای‌ حسنین‌ را شنید كه‌ می‌گریستند و مادر ایشان‌ هم‌ همراه‌ آنان‌ بود، پیغمبر(ص) با سرعت‌ به‌ سوی‌ آنها شتافت‌ و پرسید: چرا این‌ دو فرزندم‌ می‌گریند؟ فاطمه‌ پاسخ‌ داد: از تشنگی‌. رسول‌ خدا(ص) به‌ سراغ‌ مشك‌ كهنه‌ای‌ كه‌ با آب‌ آن‌ وضو می‌گرفت‌ رفت‌. ولی‌ آن‌ روز آب‌ بسیار كم‌ بود و مردم‌ هم‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست ‌آوردن‌ آب‌ بودند. رسول‌ خدا(ص) فریاد زد: آیا كسی‌ از شما آب‌ همراه‌ دارد؟ هیچ‌ كس‌ آبی‌ به‌ همراه ‌نداشت‌. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا(ص) خطاب‌ به‌ فاطمه‌ فرمودند: یكی‌ از آن‌ دو فرزند را به‌ من ‌بده‌. فاطمه‌ یكی‌ از آنها را از زیر چادرش‌ بیرون‌ آورد و پیامبر اكرم‌(ص) او را در حالی‌ كه ‌می‌گریست‌ به‌ سینه‌ چسبانید و زبان‌ مباركش‌ را در میان‌ دهان‌ او فرو برد. او زبان‌ مبارك ‌رسول‌ خدا(ص) را می‌مكید تا سیراب‌ شد و از گریه‌ باز ایستاد و همین‌ رفتار را با فرزند دیگرش‌ هم‌ انجام‌ داد…
امام زمانمان ومادرمان فاطمه زهرا وپدروشوهر گرامیشان خیلی داغدارند
خواهرم مرهم دلشان باش
اللهم صل علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها ووسرالمستودع فیهابعدد ما احاط به علمک

 نظر دهید »

غریب زهرا س

02 آذر 1393 توسط مرهم دل

گفتم: خواهرم حجابت؟؟
چیزی نگفت.
.
.
دوباره گفتم: خواهرم حجابت؟
گفت: چی؟
.
.
دقت که کردم دیدم پسر است!
اقا…؟ میدانم غریبی…
دلمان اززندان خاکی گرفته نمی ایی؟…

تشنه شهادتیم

 نظر دهید »

واجب ازیادرفته

02 آذر 1393 توسط مرهم دل

واجب واجبی که فراموش شده است.

مومنین و مومنات خدا آگاه باشید که این واجب قضا ندارد.

 نظر دهید »

معنای سیاه

30 آبان 1393 توسط مرهم دل

روانشناسان امروز می گویند:

سیاه به معنای نه بوده و نقطه مقابل سفید یعنی بله است؛

با این نگاه باید گفت:

آن كس كه در مقابل نامحرم سیاه می پوشد در واقع می خواهد به او نه بگوید و آن كسی كه رنگ جذاب می پوشد در واقع خواسته یا نا خواسته خود را در معرض نگاه های هرزه و آلوده قرار می دهد و وسیله آلودگی و انحراف خود و جامعه را فراهم می كند.

(ماكس بوشهر - روانشناس رنگها - ترجمه ویدا ایزاده)

 نظر دهید »

منتظراقا

30 آبان 1393 توسط مرهم دل

*در زمان غیبت به کسی منتظر می گویند که منتظر شهادت باشد . *شهید مهدی زین الدین*

 نظر دهید »

رهایی

30 آبان 1393 توسط مرهم دل

خداوندا

مرا از “من” رها کن که هیچ کس به اندازه

“من” مرا اذیت نکرد

 نظر دهید »

مستر همفر

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

هر کس هر کاری میخواهد بکند …

نه امربه معروف واجب است

و نه نهی ازمنکر

و نه آموزش احکام

باید به آنها گفت عیسی به دین خود موسی به دین خود

و کسی را در گور دیگری نمیگذارند

و امر و نهی به عهده دولت است نه مردم

کاهش جمعیت لازم است .

( قسمتی از اندیشه های باطلی که دشمن در صدد است تا بین مسلمانان رواج دهد)

برگرفته از کتاب خاطرات مستر همفر ، جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی

 1 نظر

وظیفه اصلی شهید

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

سردار شهید علی قوچانی
وارد ساختمان سپاه که شد ،چندتایی از بچه های سپاه را دید ،حاج علی بین آنها بود و داشت حرف میزد : بچه ها وظیفه ی ما فقط جبهه رفتن نیست ،وظیفه ی اصلی ما امر به معروف و نهی از منکر نمودنه ،ما که می آییم مرخصی ، نباید بشینیم در خانه هامون و وضع شهر اینجوری باشه بیایید برویم داخل شهر و امر به معروف و نهی از منکر کنیم . از آن به بعد بچه ها از مرخصی که می آمدند ، در سطح شهر امر به معروف و نهی از منکر میکردند .

 نظر دهید »

یک قدم تاخدا

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

عارفی را پرسیدند از اینجا تا به نزد خدای منان چه مقدار راه است؟
فرمود: یک قدم.
گفتند: این یک قدم کدام است؟
فرمود: پا بگذار روی خودت

 نظر دهید »

اشک مادر شهید

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن،
زمان تشیع و تدفینم گریه نکن،
زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن؛
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را.
شهید سعید زقاقی

 1 نظر

دامن کوتاه

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

جنگ بر ضد اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد، فقط با فساد کردن آنها می توان به پیروزی رسید. پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامن کوتاه فرو بریزیم!
میشیل هوئلیک نویسنده اسلام ستیز فرانسوی

 نظر دهید »

چه کرده ایم برای حسین....؟

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

اگر هدف گریه بود در صحرا کربلا عمر سعد و یزید هم گریه کرده اند،
وقتی برای حسین گریه می کنیم پس اورا قبول داریم
پس نمی شود هم حسین را قبول داشت هم زندگی آمریکایی را!
حسین در کربلا از جان خود گذشت ، ولی ما از نگاه کردن به نامحرم نمیگذریم
حسین در کربلا از جان خود گذشت ، ولی ما از نگاه کردن به عکس و فیلم نامحرم ومبتذل نمیگذریم از خودنمایی برای گرگ های خیابان نمیگذریم
حسین در کربلا از جان خود گذشت ، ولی برخی ها از رشوه نمی گذرن
شرمنده ایم یا امام شهید

 نظر دهید »

داغ دل رباب

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

یک عمر اگر
روزه بگیریم
و بگیرید
و بگیرند؛
هم‌تا نشود
با عطشِ
خشکِ
دهانِ
علـــــــی‌اصغر….
فدای لب تشنه ات… دستان کوچکت…. گلوی زخمی ات
لعن کند خدا حرمله را

 نظر دهید »

کوفیان اخر زمان

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

زمانه ی عجیبی است!
برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!
میدانی چرا؟!
امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،
اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند.
وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند

 نظر دهید »

اندیشه زیبا خواهرم....

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

حجاب محدوديت است؛ اما نه براي زن، بلكه براي مرد!!
کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد.

 نظر دهید »

بطلب مولا.....

28 آبان 1393 توسط مرهم دل

بسم رب الحسین(ع)

هر که دارد هوس کرب و بلا

بسم الله …

آقا جان بسم الله را خیلی وقت است گفته ایم

خیلی وقت است هوس کرب و بلا داریم

همه چیز فراهم است (سر و دل و جان)

فقط یک گوشه چشم شما را کم داریم

بطلب مولا به برکت این ماه مبارک …

التماس دعا

 نظر دهید »

دل+عمل

26 آبان 1393 توسط مرهم دل

” بابا دلت پاک باشه “

دل پاک باشه ، کافی است!

نخیر…هرگز این جمله درست نیست!!

ازکوزه همان برون تراود که دراوست

هم دل، هم عمل !

آن کسی که تو را خلق کرده است،

اگر فقط دل پاک کافی بود، که فقط می‌گفت: «آمنوا».

اینکه کنار «آمنوا» گفته :

« آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات »،

یعنی هم دلت پاک باشد، هم کارت درست باشد.

 2 نظر

حجاب

26 آبان 1393 توسط مرهم دل

برادر شهیدم…تو با خون خود..حافظ اسلام و حجابم بودی

و من …

با چادرم پاسدار خون تو و مبلغ اسلام خواهم بود.

با مناجات و دعا و نماز دلت را آرام كن و بدان كه هرگاه خدا را بخواني صدايت را مي‌شنود.
فرازی از وصیت‌نامه شهید محمد حسيني خادم
صلوات

 نظر دهید »

عذاب نیکان

26 آبان 1393 توسط مرهم دل

امام باقر علیه السلام فرمودند
خداوند متعال به شعیب وحی کرد که من صدهزار ازقوم تورا عذاب میکنم چهل هزار نفر از اشرار انها وشصت هزار نفر از اخیار انها. شعیب گفت بارخدایا نیکان را چرا عذاب میکنی؟
فرمود برای اینکه با بدان معاشرت کردند ودر برابر گناه انها سکوت نمودند…

 نظر دهید »

مومن بی دین

26 آبان 1393 توسط مرهم دل

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند
خداوند دشمن مومن بی دین است. پرسیدند یا رسول الله مگر مومن بی دین میشود؟
حضرت درجواب فرمودند مسلمانی که امربه معروف نکند بی دین است…..

 نظر دهید »

لبیک گوی هل من ناصر

26 آبان 1393 توسط مرهم دل

ستاره‏ی شش ماهه‏ای که بامِ روشناییِ شب‏های تارِ مادر بود و با تمام معصومیتش، به جرم تشنگی، در دامن خورشید، جان سپرد؛ او، بیش از سهم کوچک خویش، لبیک گوی «هل من ناصر» پدر شد.
تو آمدی تا با دست‏های کوچکت، سرنوشت‏های بزرگ را رقم بزنی!

 نظر دهید »
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

رفیق عشق

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ش-ه-ی-د...
    • در ارزوی شهادت
  • پزشکی وسلامت
  • مذهبی
    • گلوی روشن ایمان
    • ستارگان خداوند در روی زمین
    • آه مادرمان فاطمه س
    • چراغ خونین هدایت
    • یار فراموش شده
    • پرواز تا حضرت عشق

لحظه دیدار

اوقات شرعی

راه پرواز

ذکرپرواز


پمپ بنزین | یاس تم
وصیت نامه | آلودگی هوا
چهل شاخص | موسیقی
کد صلوات شمار برای وبلاگ

کد حدیث

کد حدیث

دعای عظم البلا
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس