رفیق عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

20 سال بعد....

01 دی 1393 توسط مرهم دل

از قول پدر شهيد «محمد مرداني» نوشته اند كه گفته است: يك روز كه محمد آمده بود براي مرخصي، به من گفت: بابا خيلي دلم مي خواد برم مشهد، پابوسي آقا امام رضا(ع). گفتم: خب، بابا چند روز ديرتر برو جبهه، برو مشهد زيارت آقا. او گفت: همه بچه ها تو جبهه دلشون مي خواهد برن زيارت امام رضا(ع) و نمي تونن برن. من هم مثل اون ها. از طرفي ديگه، دفاع از كشور واجب تره. آقا هم بيشتر راضي است و مشهد نرفت. رفت سنندج و حدود يك ماه بعد هم شهيد شد.
به ما گفتند: بياين توي معراج شهدا و جنازه شهيدتان را تحويل بگيرين. وقتي رفتيم، ديديم جنازه پسرم نيست. تحقيق كردند، گفتند جنازه شهدا را اشتباهي بردند مشهد! براي تشييع. محمد قبلاً در وصيت نامه اش به ما نوشته بود: پدرم و مادرم، اگر براي تان ممكن است مرا كنار امام رضا(ع) دفن كنيد. ما هم حسب علاقه و وصيت محمد، گفتيم همان مشهد كنار مرادش امام رضا(ع) به خاك بسپاريمش. از آن موقع هم ما از كرمانشاه آمديم به مشهد، كنار محمد.
نظر: جايي مي خواندم كه شهيدي ديگر در آخرين اعزامش به جبهه به مادرش مي گويد: انشاءالله اين دفعه كه برگردم، تو را به مشهد براي زيارت امام رضا(ع) خواهم برد؛ اما گويا خواست خدا بر اين بود كه 20 سال بعد، جنازه اين شهيد عزيز اشتباهي با جنازه شهداي خراسان به مشهد فرستاده شود و بنياد شهيد نيز مادر پير اين شهيد را با پروازي به مشهد ببرد و… مادري كه تمام اين 20 سال منتظر فرزند شهيدش بود تا او را به مشهد و زيارت امام رضا(ع) ببرد! به راستي شهدا چقدر ارج و قرب پيش خدا و ائمه (عليهم السلام) دارند كه پس از شهادت شان نيز قول و خواسته شان از سوي ائمه(عليهم السلام) عملي مي شود.
شادي روح همه شهداي اسلام صلوات

 نظر دهید »

گاهی وقتها بهشت زیر پای پدر

15 آذر 1393 توسط مرهم دل

 1 نظر

لعن الله امه قتلتکم...

02 آذر 1393 توسط مرهم دل

سقلانی‌ در «تهذیب‌ التهذیب‌» از اسحاق‌ بن‌ ابی‌ حبیبه‌ و او از ابوهریره‌ روایت‌ می‌كند كه‌ گفت‌: گواهی‌ می‌دهم‌ كه‌ همراه‌ رسول‌ خدا(ص) حركت‌ می‌كردیم ‌كه‌ ناگهان‌ رسول‌ خدا(ص) صدای‌ حسنین‌ را شنید كه‌ می‌گریستند و مادر ایشان‌ هم‌ همراه‌ آنان‌ بود، پیغمبر(ص) با سرعت‌ به‌ سوی‌ آنها شتافت‌ و پرسید: چرا این‌ دو فرزندم‌ می‌گریند؟ فاطمه‌ پاسخ‌ داد: از تشنگی‌. رسول‌ خدا(ص) به‌ سراغ‌ مشك‌ كهنه‌ای‌ كه‌ با آب‌ آن‌ وضو می‌گرفت‌ رفت‌. ولی‌ آن‌ روز آب‌ بسیار كم‌ بود و مردم‌ هم‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست ‌آوردن‌ آب‌ بودند. رسول‌ خدا(ص) فریاد زد: آیا كسی‌ از شما آب‌ همراه‌ دارد؟ هیچ‌ كس‌ آبی‌ به‌ همراه ‌نداشت‌. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا(ص) خطاب‌ به‌ فاطمه‌ فرمودند: یكی‌ از آن‌ دو فرزند را به‌ من ‌بده‌. فاطمه‌ یكی‌ از آنها را از زیر چادرش‌ بیرون‌ آورد و پیامبر اكرم‌(ص) او را در حالی‌ كه ‌می‌گریست‌ به‌ سینه‌ چسبانید و زبان‌ مباركش‌ را در میان‌ دهان‌ او فرو برد. او زبان‌ مبارك ‌رسول‌ خدا(ص) را می‌مكید تا سیراب‌ شد و از گریه‌ باز ایستاد و همین‌ رفتار را با فرزند دیگرش‌ هم‌ انجام‌ داد…
امام زمانمان ومادرمان فاطمه زهرا وپدروشوهر گرامیشان خیلی داغدارند
خواهرم مرهم دلشان باش
اللهم صل علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها ووسرالمستودع فیهابعدد ما احاط به علمک

 نظر دهید »

منتظراقا

30 آبان 1393 توسط مرهم دل

*در زمان غیبت به کسی منتظر می گویند که منتظر شهادت باشد . *شهید مهدی زین الدین*

 نظر دهید »

وظیفه اصلی شهید

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

سردار شهید علی قوچانی
وارد ساختمان سپاه که شد ،چندتایی از بچه های سپاه را دید ،حاج علی بین آنها بود و داشت حرف میزد : بچه ها وظیفه ی ما فقط جبهه رفتن نیست ،وظیفه ی اصلی ما امر به معروف و نهی از منکر نمودنه ،ما که می آییم مرخصی ، نباید بشینیم در خانه هامون و وضع شهر اینجوری باشه بیایید برویم داخل شهر و امر به معروف و نهی از منکر کنیم . از آن به بعد بچه ها از مرخصی که می آمدند ، در سطح شهر امر به معروف و نهی از منکر میکردند .

 نظر دهید »

اشک مادر شهید

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن،
زمان تشیع و تدفینم گریه نکن،
زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن؛
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را.
شهید سعید زقاقی

 1 نظر

دیروز! امرررروز....

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

دیروز از هرچه بود گذشتیم
امروز از هرچه بودیم! آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز.
دیروز دنبال گمنامی بودیم امروز مواظبیم ناممان گم نشود.
جبهه بوی ایمان می داداینجا ایمانمان بو می دهد

 نظر دهید »

عطر خوش .....

28 آبان 1393 توسط مرهم دل

بـوی عطــر عجیـبی داشت…

نـام عطــر را که میپرسیدیم جواب ســربالا میداد…

شهیـد که شـد تو وصیت نـامه اش نوشته بـود:

بخـدا قسـم هیچ وقت به خـودم عطـر نـزدم …

هــر وقت میخواســتم معـطر بشم از تـه دل میگفتــم

.

.

.

السـلام علیـــک یا ابـــاعبدالله الحســـیـن

شهید حسینعلی اکبری

 2 نظر

ش ه ی د....

28 آبان 1393 توسط مرهم دل

شهادتت مبارک حاجی!

خدا نخواست فقط از تو سر بگیرد خواست

که ذرّه… ذرّه… تمام تو را

شهیــــــــــــــــــد

کند…

 نظر دهید »
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

رفیق عشق

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ش-ه-ی-د...
    • در ارزوی شهادت
  • پزشکی وسلامت
  • مذهبی
    • گلوی روشن ایمان
    • ستارگان خداوند در روی زمین
    • آه مادرمان فاطمه س
    • چراغ خونین هدایت
    • یار فراموش شده
    • پرواز تا حضرت عشق

لحظه دیدار

اوقات شرعی

راه پرواز

ذکرپرواز


پمپ بنزین | یاس تم
وصیت نامه | آلودگی هوا
چهل شاخص | موسیقی
کد صلوات شمار برای وبلاگ

کد حدیث

کد حدیث

دعای عظم البلا
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس