رفیق عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

شکایت شیطان

09 آذر 1393 توسط مرهم دل

ای پیامبر خدا! امان از دست شیطان.
دانیال نبی با تعجب نگاهی به مرد کرد و گفت: «چه شده؟ شیطان چه کارت کرده؟»
مرد که انگار تازه نطق¬اش باز شده بود، گفت: «هیچ! از طرفی شما انبیاء و اولیا به ما درس دیندرای و اخلاق می-دهید و از سویی شیطان نمی¬گذارد رفتار ما درست باشد،کارهای خوب کرده و از بدیها به دور باشیم!»
دانیال نبی، نگاه دقیق¬تری به مرد کرد و پرسید: «چگونه نمی¬گذارد؟ آیا با لشکرش به جنگ شما می¬آید و شما را مجبور به انجام کارهای بد می¬کند؟»
مرد ابروهایش را درهم کشید و گفت: نه! نه اینطوری! ولی دائم وسوسه¬مان می¬کند کارهای بد را در نظر ما خوب جلوه می¬دهد، شب و روز بدنبال ماست یک لحظه تنهایمان نمی¬گذارد که خوب و درستکار باشیم.»
دانیال نبی گفت: «بیشتر توضیح بده که بدانم شیطان چکار می¬کند؟ آیا وقتی که می¬خواهی نماز بخوانی مانعت می¬شود؟ آیا وقتی که می¬خواهی پولت را در راه خدا انفاق کنی، شیطان نمی¬گذارد؟ آیا وقتی که می¬خواهی با مردم حرف خوب بزنی، شیطان تو دهانت می¬رود و از زبان تو با مردم حرف بد می¬زند یا وقتی که می¬خواهی با مردم معامله کنی شیطان می¬آید و زورکی از مردم پول زیاد می¬گیرد و در جیب تو می¬ریزد؟»
مرد که دستپاچه شده بود، گفت: «نه!نه! او هیچ کدام از این کارها را نمی¬کند راستش نمی¬دانم چگونه دخالتهای او را توضیح دهم، او در هر کاری آنقدر زیرکانه عمل می¬کند که تا ما بیائیم و درست و نادرست را بسنجیم، فریب¬مان داده و رفته است! من واقعاً از دست او ذله شده¬ام! دیگر نمی¬دانم چکار کنم؟ همه گناهان من به گردن شیطان است دانیال نبی با تعجب ابروهایش را درهم کشید و گفت: «عجب است! واقعاً عجیب است! نمی¬دانم چرا شیطان نمی¬تواند مرا فریب دهد! نکند بدان خاطر است که همیشه پیش توست؟ یا شاید تو گناهان خود را به گردن شیطان می¬اندازی؟
مرد با عجله و شتابزده گفت: « نه! نه! به خدا قسم من دلم می¬خواهد خوب باشم، اما شیطان با من دشمن دارد و نمی¬گذارد.»
دانیال پرسید: «خیلی عجیب است! کجا زندگی می¬کنی؟»
مرد گفت: «همین نزدیکی! توی آن محله، مردم آنجا هم به خاطر کارهای بد شیطان خیال می¬کنند که من آدم بدی هستم، نمی¬دانم چکار کنم؟ دیگر عقلم به جایی نمی¬رسد؟
نامت چیست؟
به من عم او غلی می¬گویند!
عجیب! عجیب! پس این عم او غلی که می¬گویند، تویی! ـ چطور مگر؟ چیزی درباره من شنیده¬اید؟
من تا دیروز چیزی از تو نمی¬دانستم، اما دیروز شیطان پیش من آمده و از دست تو شکایت داشت.» مردک از تعجب چشمانش گرد شده بود، گفت: «شیطان از من شکایت داشت؟ چه شکایتی؟
او می¬گفت عم او غلی خیلی مرا اذیت می¬کند، او کارهای بد خوش را به نام من تمام می¬کند. در حالیکه من اصلا روحم از آن کارها خبر ندارد، خواهش می¬کنم ای پیامبر خدا! او را پیدا کن و بگو دست از سر کچل ما بردارد، ما که خودمان بدنام هستیم، او دیگر بدترش نکند».
شما از او نپرسیدید چرا؟ مگر من چکار کرده¬ام که موجب بدنامی او شده است؟

او گفت من از آن موقعی که در مورد لعنت خدا قرارگرفته و از درگاهش رانده شدم، قرار و مداری با خدا داشتم که تا در دنیا هستم همه بدیها و زشتی¬ها مال من باشد، اما عم او غلی پایش را در کفش من کرده و درکارهایم دخالت می¬کند و بعد هم دشنام و ناسزای کارهای بدش را به من می¬دهد؛ مثلا می¬تواند نماز بخواند و روزه بگیرد، اما نمی¬کند شراب مال من است اما او آن را می¬خورد دورنگی و حیله بازی از هنرهای مخصوص من است اما او در کارهایش نیرنگ و حقه به کار می¬برد، او به مسجد که خانه خداست نمی¬رود اما به میخانه و قمارخانه من می-آید چه بگویم از دست این دانیال که مرتب در کارهیا من فضولی می¬کند، او سرهم حتی خودش کلاه می¬گذارد و هنگامیکه کارش به جاهای باریک کشیده می¬شود، لعنت و دشنامش را برای من می¬فرستد! آخر یکی نیست به او بگوید مرد! من کی دست تو را گرفته و به زورد به جاهای بد برده¬ام من فقط وسوسه است کردم و توهم از خدا خواسته با کله آمدی! نمی¬دانم دانیال، من چه هیزم ترسی به این مرد فروخته¬ام که دست از سر من برنمی¬دارد، خواهش می¬کنم دانیال تو که پیامبر خدا هستی و مردم را به راه است هدایت می¬کنی. او را هم نصیحت کن که دست از سر ما بردارد…»
من شنیدن حرفهای شیطان می¬خواستم تو را پیدا کنم و بگویم اینقدر سر به سر شیطان نگذاری، در کارهایش هم دخالت نکن تا او هم پا در کفش¬ات نکند اما تو خودت، در گفته¬هایت قبول کردی که او فقط وسوسه¬ات می¬کند، توهم می¬توانستی به وسوسه¬های او گوش ندهی و کارهای خوب را انجام دهی، آن وقت تو هم می¬شدی یکی مثل دانیال که؛ تو از شیطان گله داشتی و نه شیطان پا در کفش تو می¬کرد…»
عم او غلی که از شنیدن حرفهای پیامبر خدا، سرخ و سر افکنده شده بود.
جواب داد که حق با شماست؛ تقصیر خودم بود که دست به کارهای شیطانی می¬زدم، باید خودم خوب باشم، شیطان که گناه کارهای زشت و بد مرا به گردن نمی¬گیرد! لعنت بر این شیطان!».

 نظر دهید »

لعن الله امه قتلتکم...

02 آذر 1393 توسط مرهم دل

سقلانی‌ در «تهذیب‌ التهذیب‌» از اسحاق‌ بن‌ ابی‌ حبیبه‌ و او از ابوهریره‌ روایت‌ می‌كند كه‌ گفت‌: گواهی‌ می‌دهم‌ كه‌ همراه‌ رسول‌ خدا(ص) حركت‌ می‌كردیم ‌كه‌ ناگهان‌ رسول‌ خدا(ص) صدای‌ حسنین‌ را شنید كه‌ می‌گریستند و مادر ایشان‌ هم‌ همراه‌ آنان‌ بود، پیغمبر(ص) با سرعت‌ به‌ سوی‌ آنها شتافت‌ و پرسید: چرا این‌ دو فرزندم‌ می‌گریند؟ فاطمه‌ پاسخ‌ داد: از تشنگی‌. رسول‌ خدا(ص) به‌ سراغ‌ مشك‌ كهنه‌ای‌ كه‌ با آب‌ آن‌ وضو می‌گرفت‌ رفت‌. ولی‌ آن‌ روز آب‌ بسیار كم‌ بود و مردم‌ هم‌ به‌ دنبال‌ به‌ دست ‌آوردن‌ آب‌ بودند. رسول‌ خدا(ص) فریاد زد: آیا كسی‌ از شما آب‌ همراه‌ دارد؟ هیچ‌ كس‌ آبی‌ به‌ همراه ‌نداشت‌. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا(ص) خطاب‌ به‌ فاطمه‌ فرمودند: یكی‌ از آن‌ دو فرزند را به‌ من ‌بده‌. فاطمه‌ یكی‌ از آنها را از زیر چادرش‌ بیرون‌ آورد و پیامبر اكرم‌(ص) او را در حالی‌ كه ‌می‌گریست‌ به‌ سینه‌ چسبانید و زبان‌ مباركش‌ را در میان‌ دهان‌ او فرو برد. او زبان‌ مبارك ‌رسول‌ خدا(ص) را می‌مكید تا سیراب‌ شد و از گریه‌ باز ایستاد و همین‌ رفتار را با فرزند دیگرش‌ هم‌ انجام‌ داد…
امام زمانمان ومادرمان فاطمه زهرا وپدروشوهر گرامیشان خیلی داغدارند
خواهرم مرهم دلشان باش
اللهم صل علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها ووسرالمستودع فیهابعدد ما احاط به علمک

 نظر دهید »

غریب زهرا س

02 آذر 1393 توسط مرهم دل

گفتم: خواهرم حجابت؟؟
چیزی نگفت.
.
.
دوباره گفتم: خواهرم حجابت؟
گفت: چی؟
.
.
دقت که کردم دیدم پسر است!
اقا…؟ میدانم غریبی…
دلمان اززندان خاکی گرفته نمی ایی؟…

تشنه شهادتیم

 نظر دهید »

واجب ازیادرفته

02 آذر 1393 توسط مرهم دل

واجب واجبی که فراموش شده است.

مومنین و مومنات خدا آگاه باشید که این واجب قضا ندارد.

 نظر دهید »

معنای سیاه

30 آبان 1393 توسط مرهم دل

روانشناسان امروز می گویند:

سیاه به معنای نه بوده و نقطه مقابل سفید یعنی بله است؛

با این نگاه باید گفت:

آن كس كه در مقابل نامحرم سیاه می پوشد در واقع می خواهد به او نه بگوید و آن كسی كه رنگ جذاب می پوشد در واقع خواسته یا نا خواسته خود را در معرض نگاه های هرزه و آلوده قرار می دهد و وسیله آلودگی و انحراف خود و جامعه را فراهم می كند.

(ماكس بوشهر - روانشناس رنگها - ترجمه ویدا ایزاده)

 نظر دهید »

منتظراقا

30 آبان 1393 توسط مرهم دل

*در زمان غیبت به کسی منتظر می گویند که منتظر شهادت باشد . *شهید مهدی زین الدین*

 نظر دهید »

رهایی

30 آبان 1393 توسط مرهم دل

خداوندا

مرا از “من” رها کن که هیچ کس به اندازه

“من” مرا اذیت نکرد

 نظر دهید »

مستر همفر

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

هر کس هر کاری میخواهد بکند …

نه امربه معروف واجب است

و نه نهی ازمنکر

و نه آموزش احکام

باید به آنها گفت عیسی به دین خود موسی به دین خود

و کسی را در گور دیگری نمیگذارند

و امر و نهی به عهده دولت است نه مردم

کاهش جمعیت لازم است .

( قسمتی از اندیشه های باطلی که دشمن در صدد است تا بین مسلمانان رواج دهد)

برگرفته از کتاب خاطرات مستر همفر ، جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی

 1 نظر

وظیفه اصلی شهید

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

سردار شهید علی قوچانی
وارد ساختمان سپاه که شد ،چندتایی از بچه های سپاه را دید ،حاج علی بین آنها بود و داشت حرف میزد : بچه ها وظیفه ی ما فقط جبهه رفتن نیست ،وظیفه ی اصلی ما امر به معروف و نهی از منکر نمودنه ،ما که می آییم مرخصی ، نباید بشینیم در خانه هامون و وضع شهر اینجوری باشه بیایید برویم داخل شهر و امر به معروف و نهی از منکر کنیم . از آن به بعد بچه ها از مرخصی که می آمدند ، در سطح شهر امر به معروف و نهی از منکر میکردند .

 نظر دهید »

یک قدم تاخدا

29 آبان 1393 توسط مرهم دل

عارفی را پرسیدند از اینجا تا به نزد خدای منان چه مقدار راه است؟
فرمود: یک قدم.
گفتند: این یک قدم کدام است؟
فرمود: پا بگذار روی خودت

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

رفیق عشق

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • ش-ه-ی-د...
    • در ارزوی شهادت
  • پزشکی وسلامت
  • مذهبی
    • گلوی روشن ایمان
    • ستارگان خداوند در روی زمین
    • آه مادرمان فاطمه س
    • چراغ خونین هدایت
    • یار فراموش شده
    • پرواز تا حضرت عشق

لحظه دیدار

اوقات شرعی

راه پرواز

ذکرپرواز


پمپ بنزین | یاس تم
وصیت نامه | آلودگی هوا
چهل شاخص | موسیقی
کد صلوات شمار برای وبلاگ

کد حدیث

کد حدیث

دعای عظم البلا
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس